خطبه 133 نهج البلاغه

نويسنده: Admin | تاريخ: | بازديدها: 786 داغ کن - کلوب دات کام

0

 

دانلود این مقاله

 

ومن خطبة له عليه السلام

[يعظّم الله سبحانه ويذكر القرآن والنبي ويعظ الناس] [عظمة الله تعالى]

وانْقادتْ لهُ الدُّنْيا والآخِرةُ بِأزِمّتِها، وقذفتْ إِليْهِ السّماواتُ والارضُون مقالِيدها، وسجدتْ لهُ بِالْغُدو والاصال الاشجار الناضرة ، وقدحت له من قضبانها النيران المضيئة ، وآتت اكلها بكلماته الثمار اليانعة.

منها : [في القرآن]

وكتاب الله بين اظهركم ، ناطق لا يعيا لسانه ، وبيت لا تهدم اركانه ، وعز لا تهزم اعوانه

منها : [في رسول الله]

ارسله على حين فترة من الرسل ، وتنازع من الاسن ، فقفى به الرسل ، وختم به الوحي ، فجاهد في الله المدبرين عنه ، والعادلين به.

منها : [في الدنيا]

وانما الدنيا منتهى بصر الاعمى ، لا يبصر مما وراءها شيئاً ، والبصير ينفذها بصره ، ويعلم ان الدار وراءها ، فالبصير منها شاخص ، والاعمى اليها شاخص ، والبصير منها متزود والاعمى لها متزود.

منها : [في عظة الناس]

واعلموا انه ليس من شيء الا ويكاد صاحبه يشبع منه ويمله ، الا الحياة فانه لا يجد له في الموت راحة ، وانما ذلك بمنزلة الحكمة التي هي للظمآن ، وفيها الغنى كله والسلامة. كتاب الله تبصرون به وتنطقون به ، وتسمعون به ، وينطق بعضه ببعض ، ويشهد بعضه على بعض ، ولا يختلف في الله ، ولا يخالف بصاحبه عن الله. قد اصطلحتم على الغل فيما بينكم ، ونبت المرعى على دمنكم ، وتصافيتم على حل الامال ، وتعاديتم في كسب الاموال . لقد استهام بكم الخبيث ، وتاه بكم الغرور ، والله المستعان على نفسي وانفسكم.

 

 

 

 

از خطبه‏هائى است كه امام(ع)ايراد فرموده.[1]

پيرامون عظمت‏خداوند و ياد آورى قرآن و پيامبر و اندرز مردم‏عظمت پروردگاردنيا و آخرت زمامهاى خود را به او سپرده و منقاد اويند،و آسمانها و زمينها كليدهاى‏خويش را بدست قدرت وى داده‏اند،صبحگاهان و شامگاهان،درختان سرسبز در برابرش سجده‏ميكنند و از شاخه‏هاى آنها بفرمانش آتش شعله‏ور شده،و بفرمان او ميوه‏هاى رسيده را(به انسانها)تقديم ميكنند.

قسمت ديگرى از اين خطبه در باره قرآن

كتاب خداوند در ميان شما سخنگوئى است كه هيچگاه زبانش از حق گوئى‏خسته نمى‏شود و خانه‏اى است كه پايه‏هايش هرگز فرو نميريزد،و نيرومندى است كه يارانش‏شكست نميخورند.

قسمت ديگر در باره رسول خدا(ص)

او را پس از يك دوران فترت بعد از پيامبران گذشته فرستاد،بهنگامى كه در ميان‏مذاهب مختلف نزاع در گرفته بود،او را بدنبال آنان فرستاد و وحى را به او ختم كرد[2]او هم با كسانى كه به حق پشت كرده و از آن روى برتافته بودند به جهاد پرداخت.

و نيز قسمت ديگر از اين خطبه.

در باره دنيا

دنيا منتهاى ديد كوردلان استكه در ماوراى آن چيزى نميبينند،اما شخص بصير ديدش در آن‏نفوذ ميكند و از آن ميگذرد و ميداند كه سراى جاويدان در وراى آن است.بنابراين شخص بصيردر دنيا آماده كوچ است.

و كور دل چشمش را بآن دوخته،بينايان از آن زاد و توشه بر ميگيرند و نابينايان براى آن زاد وتوشه مى‏اندوزند.

قسمت ديگراندرز بمردم

آگاه باشيد در دنيا چيزى نيست مگر اينكه صاحبش بزودى از آن سير و ملول مى‏شود،جز حيات و زندگى كه انسان در فقدان آن راحتى احساس نميكند،و اين همانند حكمت و دانش‏است كه حيات قلبهاى مرده محسوب مى‏شود و بينائى براى چشمهاى نابينا است،و شنوائى‏براى گوش‏هاى ناشنوا،و براى تشنه‏گان آبى است گوارا،در آن همه سلامت و بى‏نيازى‏است.

اين كتاب خدا است كه با آن ميتوانيد حقايق را ببينيد و با آن سخن گوئيد و بوسيله آن‏بشنويد،بعضى از آن از بعضى ديگر سخن مى‏گويد و برخى گواه برخى ديگر است.

در باره خدا سخنى به خلاف نگفته و كسى كه با آن مصاحبت كند وى را از خدا جدا نميسازد.

(گويا)ميان خود توافق بر خيانت و كينه ورزى نموده‏ايد و همچون مزبله‏اى كه گياه‏بر آن مى‏رويد آثارش در ميان شما ظاهر شده.در دوستى و دلبستگى به آرزوها با هم‏متفق شده‏ايد و در كسب ثروت به دشمنى پرداخته‏ايد شيطان شما را در سرگردانى انداخته وغرور براى شما هلاكت‏ببار آورده،خداى را براى خود و براى شما بيارى مى‏طلبم.

 

 

توضيح‏ها:

[1]«ابن ابى الحديد»ميگويد:اين خطبه در حقيقت فصلهاى مختلفى است كه‏سيد رضى آن را از يك خطبه طولانى امام عليه السلام انتخاب كرده است و اين از برنامه-هاى شريف رضى در نهج البلاغه است كه قسمتهاى فصيح و بليغ سخنان امام رابر ميگزيند و مى‏آورد، «تكرار»كلمه‏«منها»نيز گواه اين مطلب است.

(اقتباس از جلد 8 صفحه 288)

«آمدى‏»در«الغرر»صفحه 88 قسمت‏سوم آن را آورده كه با آنچه در اينجااست اختلاف دارد و شايد همين دليل شود كه آن را از نهج البلاغه نگرفته است(مصادر نهج البلاغه و اسانيده جلد 2 صفحه 301)

[2]«ختم به الوحى‏»

مسئله خاتميت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم از ضروريات اسلام است كه هيچگونه ترديدى در آن راه ندارد،چه اينكه هم قرآن مجيد در سوره احزاب آيه 40،و هم‏نهج البلاغه،و هم روايات و احاديث از طريق اهل سنت و شيعه بطور صراحت دراين معنى وارد شده است، به همين لحاظ مى‏بينيم شارحان و مفسران هنگامى كه‏به چنين مواردى مى‏رسند معمولا در اين باره هيچگونه توضيح و بحثى نميكنند واين بخاطر همان مسلم بودن اين حقيقت مى‏باشد.

توضيح بيشتر را مى‏توانيد در جلد اول اين كتاب صفحه 382 و383مطالعه كنيد. 

موضوعات: مطالب میهمان » متن نهج البلاغه با ترجمه

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

ارسال نظر

نام:*
ايميل:*
متن پیام:
کد را وارد کنید: *